خرید بک لینک
"با دردهایت بساز" میتواند جملهای باشد از منشور فلان یک بنگاه تجاری که هر روز صبح کارمندانش باید آن را برای خود تکرار کنند...با دردهایت بساز... و بعد کار روزانهء خود را آغاز کنند. در طول روز اثر جادویی این جمله آنچنان خواهد بود که راندمان کاری آنها را چندین برابر میکند، چون وقتی با دردهایشان بسازند تنها دغدغهشان انجام آن کاری خواهد بود که به آنها محول شده است. اما این اثر جادویی تنها تا پایان ساعت کاری ادامه خواهد داشت و بعد که از محل کارشان خارج میشوند دوباره فراموش میکنند که باید با دردهایشان بسازند و به همین خاطر است که دوباره فردا صبح قبل از

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:26

نذرت قبول ما صدقه خور که نیستیم...

معجر اضافه هست برامان بیاوری...

برچسب: ام حبیبه,ام حبیبه همسر,ام حبیبه کیست,ام حبیبه کوفه,ام حبیبه که بود,ام حبيبة,ام حبيبة للستائر,أم حبيبة عند الشيعة, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:26

پردهء عاشقی پر از ناب ترین نگاره ها دشت بلا چو آسمان جلوه گه ستاره ها نیست دگر چو طاقت روضهء باز خواندنم مستمعین رضا دهید بر سر این اشاره ها جامهء سرخ لالهها زینت دشت نینوا بر سر نیزه لعل ها گوهر گوشواره ها ماه فتاده بر زمین، مِهر خموشِ دستِ کین سخت جدا شود ز هم زیر سم سواره ها مهر کجا شود خموش ماه کجا فتد زمین همره جاهلان شده شاعر استعاره ها سلسله ای ز اختران نصب خدای آسمان از پی هم عیان شوند در گذر هزاره ها زادهء اختر یکم زینت دامان پدر پردهء جهل بردرد از پس سوگواره ها شعلهء آتشی که از خون حسین سر کشید جان صبا کنون ببین در دل گاهواره ها صبا مهدوی

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 15:54

گاهی آدم حس میکند شبیه بچهها بهانهگیر شده است. ما بچه که بودیم اینقدر مثل آدم بزرگها بارمان آورده بودند که هر وقت دلمان بهانهء چیزی را میگرفت سریع حالیمان میشد که این نیاز واقعی ما نیست؛ بهانه است دیگر! بهانه هم یک ساعت، یک روز، یک هفته، یک ماه، نهایتش یک سال با ما هست و بعدش فراموش میشود و بهانههای جدید می آید که باز به همان منوال قبل باید به صورت خودجوش بیمحلیشان میکردیم. اینطور بچههای بزرگی بودیم به حساب خودمان! حالا که بزرگ شدیم فهمیدیم بچهگیها چه کلاه گشادی سرمان رفته که این قسم بیمحلیها را پای بزرگیمان گذاشتهایم. ای

برچسب: بهونه,بهونه سامان جلیلی,بهونه جدید دخترا,بهونه چت,بهونه زندگیم,بهونه از سامان جلیلی,بهونه بهزاد پکس,بهونه شبکه سه,بهونه جلیلی,بهونه سامان جلیلی متن, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 15:54

این درد ریشههایم را خواهد خشکاند...

برچسب: دردشتي,دردشة,درد,درد معده,دردشة عراقنا,درد پاشنه پا,درد قفسه,درد دل,درد کف پا,درد به انگلیسی, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 0:55

حاج آقا روی منبر از عذاب جهنم میگفت. برای ملموس شدن بحث یک کبریت آتش زد و گفت هر کسی یک دقیقه بتواند انگشتش را روی این آتش نگه دارد برود هر چه دلش میخواهد گناه کند. این حرکت را که از حاج آقا روی منبر دیدم یک لحظه احساس کردم قلبم درد شدیدی گرفت. این درد همین طور ادامه داشت تا امروز صبح که تلویزیون را روشن کردم. حاج آقا پناهیان داشت سخنرانی میکرد. همان حرف ها را زد ولی بعدش هیچ دردی نداشتم...

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 22:46

نگاه تو هنری و کلام تو ادبی ببخش پای برهنه به شکل بی ادبی عبور خاطره هایت مسببش بوده دویده ام به میان مثل جاهلی عصبی بگو بگو که دلم را ز شور شیرینت نمانده طاقت این روزه های مُستَحَبی بخوان به گوش دلم بلبل خوش الحانم گره گشا ز خموشی به نغمهء عربی ز مَدِّ ماهِ رُخَت ذره ذره پیدا شد حیات جان خرابم به شیوهای سببی خیال خام مرا پختهای ز هجرانت که بی نتیجه چرا در پی چنین طلبی صبا به چین و ختن صد فسانه میگویند ز خال هندوی یار و ز شیوهء حلبی صبا مهـدوی + اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبیست / زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست (حافظ)

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 21:54

حالا باز تا ما میایم یه چیزی بگیم، میگن بشین سر جات درک و معرفتش را نداری. بفرمایید اینها را دیگه صاحب علمش داره میگه. خوب به جای اینکه این همه به خودتون فشار بیارید یک کم سکوت کنید و در آرامش بنشینید و فکر کنید که کجاهای کارتون میلنگه و چه طور میتونید اصلاح کنید؛ بعد وارد میدون بشید. به خدا امام حسین (ع) هم برای اصلاح امت جدش رسول خدا قیام کرد و شهید شد. شما که بر چسب این دم و دستگاه خورده بهتون از خودتون شروع کنید تا بقیه هم یاد بگیرند. اینجوری امام حسین هم راضی تره.. + لینک مشروح بایدها و نبایدها + لینک سخن نگاشت

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 23:21

چراغها را خاموش کرده بودند به جز تک چراغ سبز رنگ بالا سر منبر. مداح شور گرفته بود. ملت هم آن پایین داشتند زومبا سینه میزدند.

+ چطور میشه آدم با کسی قهر باشه بعد براش زار زار گریه کنه؟
- نمیشه خوب.
+ پس ناز کم کن عزیزم بیا با هم آشتی باشیم. باشه؟
- ...
+آفرین. بیا این دستمال را هم بگیر دماغتو پاک کن!

برچسب: به همین سوی چراغ قسم, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 3:12

دلم گرفته مانند آن دانشآموز پشت کنکوری که رتبهاش افتضاح شده و فکر میکند علتش آنست که مثل دیگران برای کلاسهای کنکور و معلمهای خصوصی خرج نکرده!

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 7:17

با ریش آنکادر و یقه دیپلمات نشسته بود هایده گوش میداد. یک نفر بیشعور در حال گذر محض خنده فیش هدستش را از سیستم بیرون کشید. تا مدتها علاوه بر همکاران زن، سرش را جلوی همکاران مردش هم نمیتوانست بلند کند. بعدتر هم به درخواست خودش به یک بخش دیگر منتقل شد.

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 8:56

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 5:31

بگذار که در غمت بمیرم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> بهش بگو... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 5:31

پاییز فصل ریزش برگهای عاشق است، این را از زردی چهرههایشان میشود فهمید. شاعر ما را بر حذر داشته که سبزهء رسته بر لب جوی را لگد کنیم شاید ز خاک لاله رویی رسته باشد، اما برگهای پاییز که دچار زردی عشقند، حکمشان فرق دارد. باید له شوند زیر پای روزگار. خاصیت عاشقی این بوده از قدیم الایام. عشق هر چه خالصتر، مسیر فنا هموارتر. این که ما زندهایم و ککمان هم نمیگزد یعنی هنوز فصل عاشقیمان نرسیده است. به این قلمفرساییها هم نیست، که زبان خامه الکن است در این مقال.

برچسب: رسم عاشقی,رسم عاشقی فیسبوک,رسم عاشقی همایون شجریان,رسم عاشقی رمان,رسم عاشقی همایون,رسم عاشقی این نیست,رسم عاشقی سریال,رسم عاشقی شعر,رسم عاشقی دانلود,رسم عاشقی فیلم, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 5:31

و این گونه شد که جوانان ایرانی خودشان را تکانی دادند...نه ببخشید گیوه ها را ور کشیدند تا توانمندی های خود را در عرصهء هنری به منصهء ظهور برسانند. این شما و این هم ابتکار گندم جان . لینک سفارش لینک نمونه طراحی ها

برچسب: رسم اسماك,رسم اسماء,رسم اسم محمد,رسم اسماء على الصور,رسم اسم الله,رسم اسمك,رسم اسم,رسم اسمك علي,رسم اسماء الله الحسنى,رسم اسماك فى البحر, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:48

از پیامبر اکرم (ص) سوال کردند چرا خدا را می خوانیم و دعای ما را مستجاب نمیکند، در حالی که خدا فرموده است: "اُدعونی اَستَجِب لکم" بخوانید مرا تا اجابت کنم دعای شما را؟فرمود: به درستی که دلهای شما مرده است به واسطهء ده چیز: 1. به درستی که شما میشناسید خدا را پس ادا نمیکنید طاعت او را. 2. به درستی که میخوانید قرآن را پس به آن عمل نمیکنید. 3. ادعا میکنید محبت رسول خدا را و حال آنکه دشمن میدارید اولاد او را. 4. ادعا میکنید دشمنی شیطان را در حالی که موافقت میکنید او را. 5. ادعا میکنید محبت بهشت را پس برای آن عمل نمیکنید. 6. ادعا میکنید ترس از جهنم در ح

برچسب: اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را,دانلود آهنگ اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:48

وقتی با کارهایت مرا آزار میدهی، تنها دلخوشیم این است که بنشینم روبرویت و تو با صدای نخراشیدهات آخرین نوشتههایت را از روی پاکت سیگار برایم دکلمه کنی و من از زیبایی قلمت ذوق مرگ شوم و تمام که میکنی من هم تمام میشوم تا نوشتهء بعدی که باز از روی پاکت سیگارت... .تمام این نکبتی که زندگیمان را گرفته و توی لعنتی هم باعث و بانیش شدهای را برای همین دلخوشی کوچک تاب میآورم و هر بار که میخواهم خودم و خودت را از این نکبت نجات دهم، باز وسوسهء شنیدن آخرین یادداشت یک مفنگی خوش ذوق که روزگاری در آرزوی نویسندهء رمانهای هزار صفحهای شدن دست به دامان ا

برچسب: دلخوشیهای کوچک,دلخوشیهای کوچک زندگی,دلخوشیهای کوچک من, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

ای جلوهء تامّ هر چه خوبی مادر تو مامن آرامش و خوبی مادر ای وصف تو سخت تر ز هر کار جهان حالم ز حضورت نتوان کرد بیان ای قطرهء باران شده از عشق خدا تفسیر اجابت دلم وقت دعا در عشق تو جملگی ملائک مبهوت ای معنی عاشقی به ملک و ملکوت ای بی تو فراخ عالمی هست قفس جانم ز هوای تو گرفته است نفس هر جا که نهی قدم بهشت آنجا هست هستی و ز هست تو دلم بر جا هست + تقدیم به فیروزهء سیاه نویسندهء متنهای فوق العاده زیبا و الهام بخش که مایهء خلق این چند بیت دست و پا شکسته هم از کلام موزون و زیبای اوست. + و تبریک به مادر بزرگوارش بابت تولد 44 سالگی و ان شا الله سایه شون سالها مستدام با

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

دست دلمون یه جایی بندشه!

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">

برچسب: بگذار که درها همگی بسته بمانند,بگذار که در حسرت دیدار بمیرم,بگذار که درها همگی بسته بماند,بگذار که درحسرت دیدار,بگذار که در خویشتن خویش بمیرم,بگذار که پشت در میخانه بمیرم,بگذار که این باغ درش, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

یادت هست زیر همین پنجره صدایم میزدی که یک بغل پاییز برایت آوردهام؟! خم میشدم و چشمانم را ریز می کردم مثلا میخواهم یک بغل پاییزت را ببینم غافل از اینکه عطر خنده هایت را نسیم خنک پاییزی تا کمی پایین تر از لبهء پنجره می آورد. میخندیدی که اگر از آن بالا دیدنش برایت سخت است بیا پایین تا نشانت بدهم. بیا برگها را ببین! هر کدام یک رنگی هستند اما همه یک مایهء گرم دارند مثل دلهای ما وقتی دست هایمان را زیر نم نم باران پاییز به هم میدهیم. بیا که زود است برای بریدن از مهر پاییزی؛ حالا حالاها باید سنگفرشهای خیابانها را با هم قدم بزنیم، آخر سمفونی پاییز

برچسب: هر کجا هستی باش,هر کجا هستی باش آسمانت,هر کجا هستی,هر کجا هستی باش به درک,هر کجا هستی خدایت یار باد,هر کجا هستی باش آسمان,هر کجا هستی خوش باش,هر کجا هستی باش سهراب,هر کجا هستی دست حق همراهت,هر کجا که هستی, نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

وقتی یک نفر از شما ده تا کار میخواهد که برایش انجام دهید و شما نه تایش را به درستی انجام میدهید و یکی بدون قصد و غرض درست انجام نمیشود و بعد آن شخص همهء آن نه تا کار را نادیده میگیرد و دست میگذارد دقیقا روی همان یک مورد بیقصد و غرض، با اینکه از اولش هم منتی سر این بندهء خدا نداشتید، آنچنان صحنهء زشتی را میبینید که ته دلتان میلرزد. ته دلم میلرزد که صبا تو هم یک وقتهایی همینقدر ناسپاس و بیملاحظه میشوی ها...ببین چقدر زشت و چندشآور است... این جور وقتهاست که ایمان میآورم به سخن آن حکیم فرزانه که "ادب از که آموختی از بی ادبان"!

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:47

صفحه بندی